اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
425
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
اگر هم با دست خود كمك نمىداد ، اما با راى خود يارى مىكرد . « مردى از بنى سليم [ 1 ] او را كشت . و ذو الخمار سبيع بن حارث نيز كشته شد و رسول خدا گفت : ابعده الله ان كان يبغض قريشا ، » خداى او را دور كناد ، راستى كه او قريش را دشمن مىداشت . « بردگان و خواسته ها بدست مسلمانان افتاد و گريز مشركان ، كه مالك بن عوف با آنان بود تا طائف رسيد ، و همه كسانى كه بشهادت رسيدند چهار نفرند . شيماء دختر حليمه ، خواهر رضاعى رسول خدا نزد آن بزرگوار آمد پس به او بخشش كرد و او را گرامى داشت و عباى خود را براى او پهن كرد ، آنگاه با رسول خدا درباره اسيران سخن گفت و گفت : راستى كه اينان خاله ها و خواهران تواند . رسول خدا گفت : ما كان لى و لبنى هاشم فقد وهبته لك ، » آنچه مرا و بنى هاشم راست ، آن را به تو بخشيدم . « پس مسلمانان مانند او همه اسيرانى را كه در بند داشتند بخشيدند مگر اقرع بن حابس و عيينة بن حصن . رسول خدا گفت : اللهم نوه سهميهما . » خدايا دو بخش اين دو را بلندآوازه گردان . « پس براى آن دو پيرزنى در آمد . و نيز درباره مالك بن عوف نصرى امير لشكر هوازن با او سخن گفت و او را امان داد ، پس مالك آمد و اسلام آورد و رسول خدا او را براى محاصره طائف فرستاد . از غنيمتهاى هوازن به دل بدستآمدگان نيز بخشيد و به دوازده مرد يعنى ابو سفيان بن حرب و معاوية بن ابى سفيان و حكيم بن حزام و حارث بن حارث بن كلده عبد رى و حارث بن هشام بن مغيره و سهيل بن عمرو و صفوان بن امية بن خلف و حويطب بن عبد العزى و علاء بن حارثه ثقفى همپيمان بنى زهره و مالك بن عوف نصرى و عيينة بن حصن فزارى و اقرع بن حابس ، بهر يك از اينان صد شتر و به ديگران كمتر از اين داد . انصار نيز از او خواستار شدند و زبونى و ذلتى بانها در آمد . پس رسول خدا گفت :
--> [ 1 ] ربيعة بن رفيع سلمى ( ابن هشام ج 4 ص 84 ) .